|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ دوم خودم سیاسی
برگ خیس زینب / فرشته مهربون افغانی ها مهاجرین به مدرک تنها سر زمین عشق :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
عشق به زنده گی
چرا در دیار غربت آروزو یک عشق
همشه آروزو کرد م که روزی نگا هی مهر بان نت را ببنم ببنم که کدامین دیدهگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد که دستان مرا تا اوج ها برد
مرا از دور با چشمش صدا کرد ببنم که چه رنگی شفق را
به چشمان وجودی من نشان داد بیبنم که کدامین مهربانی غبار غم زرویایم تکان داد اگر چی من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسم صدای موج روحت ای نازنین دلی در یاییت را میشناسم زتو آموختم نقاشی عشق زتو احساس را تر سیم کردم زتو نوری امید موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم ولی نقاشی من از جدای نست برای رسم عاشقی کشیدم کمی احساس را بادنیای از عشق بروی بر گ های گل میگذارم دل نقاشیم تفسیر اقیانوس به توفان چرا تفسیر از دریا نباشیم این شعر من تقدیم تو ای دوست
کبوتر نامه ام را ببر بردوست ناز ک دل
آهنگ مادر
![]()
شما هم اکنون آهنگ مادر با صدای سامی یوسف را می شنوید. امید وارم لذت ببرید با سپاس از حن نظر تان
دلتنگی
دل تنگ زندگی مثل یک دفتر است دفتری که مهم نیست چند بر گ است . فقط مهم این است که بر گهایش پر از مهر بانی باشد صفحا ت راوی روز های زند گی اند پس صفحا ت را که میتوانند طلا ی باشند سیا وسفیدوخط حطی نکن فرا موش نکن پس از هرنقطه سر خطی نیز وجود دارد. مادر · یا دت به خیر مادر چقدر زود بار سفر بستی وبه آسمان ها رفتی کاش می ماندی و می دیدی که بدون تو خانه از قطب شمال هم سرد تر است اشتباه می کردم ای همدم تنهای هایم ای خدا ی بزرگ! همیشه فکر میکردم تو فقط مرا از کاخ آسما نی ات نظاره می کنی همیشه فکر میکردم اگر با صدای بلند حا جتم را طلب نکنم صدایم را نمی شنوی . همیشه فکر میکردم اگر به آسمان خیره نشوم نگاه ملتمسا نه ام رانمی بنی همیشه فکر میکردم اگر هق هق نزنم از طو فان درونم با خبر نی شوی !اما اشتبه میکردم تو در قلب من خانه داری وامروز دراین لحظه خاطر انگیز گرمای وجودت را بیش از پیش حس میکنم واز تو طلب بخشش می خاهم مرا ببخش خدا یک ویک تا.
نگاهی عشق
نگا هی من نگا هم عشق را اقرا داده نگا هم با نگاهت کار داره همه داند که عاشق تو هستم نگا هت می کنم چون دارمت دوست میان لاله ها عکس تو باشد اولین نامه سلامت میکنم من جان شرین را فدایت میکنم من سلامت کنم از گرمی نور جان شرین من فدای هر کلامت سلامت می کنم از دور ازور سلامت میکنم باشی سلامت
ای کاش
ای کاش چی می شد گر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمی کرد وای کاش از نخست آن چشم هایت مرا آواره غربت نمی کرد چی زیبا بو اگر مر غ نگا هت میان راز چشم تو می ماند تو می ماندی واو هم مثل یک کوج زباغ دیده ات هجرت نمی کرد زمانکی رفتی پاکی یاس خلوص سبز گلدان را رها کرد چی زیبا بود اگر از اولین گام نگاهم بادلت صحبت نمی کرد
تک بیت های ناب
تک تک بیت ها ناب دامن فکر بلند آسان نمی آید به دست سرومی پچید به خود تا مصرعی موزون کند زنده گی را چیست رسم ودین کیش یکدم شیری به از صد سال میش بجز غفلت در این دنیا چی کردیم به غی از گم شدن پیدا چی کر دیم در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کسی جای در این خانه ویرانه ندارد زمن در عشق شیرین کار تر نیست چرا فر هاد را افسانه کردند شمع گیرم که پس از کشتن پر وانه گریست قا تل از گریه بیجاگنهش پاک نشد هر شاد مانی ام به غم کهن مبتلاست غم میخورم که هیج غمی ماندگار نیست جنگ از طرف دوست دل آزار نبا شد یاری که تحمل نکند یار نباشد
مادر
زمزمه های دلتنگی بی هدف از کوچه های شهر غریب دل می می گذشتم که ندای آمد در دنیای تنهای هم هیج کسی تنها نست...واین بار عاشق پرور د گار شدم. مادر با کلید فتح چشمت قفل شب باز میشود آفتاب از روزن چشم تو پیدا میشود صبح با دل شوره های کودکی سر میرسد چشمهایت یک دریچه روبه فردا میشود از سر انگشتان تو گلواژه ها قد میکشد وا ژه های گنگ شعرم باتو معنا میشود یاد تو رنگین کمان خاطرات رنگ رنگ خاطراتم در کنار تو چی زیبا میشو واژه واژه آبی احساس تو سر مشق من بیت بیت شعر هایم رنگ در یا میشود باتو حسی از پرستش تا همیشه با من است سجده هایم رو به توغرق تمنا میشود
حس غریب یک نمی دانم چه یک چیز عجیب یک نمی دانم که مو جودی غریب چیزی از جنس عد م ما نند هیج مثل شادی مثل غم حسی عجیب در دل من گاه ما وا میکند مثل مهمانی صمیمی ونجیب گاه گاه آرام و نرم و مهربان گاه گاهی هم هرا سان و مهیب خلوتم را پر تلا طم می کند مثل نعره مثل فر یادی ونهیب حس مو هومی شبیه وسوسه مثل شیطان مثل گندم مثل سیب راستی نامش چه بگزارم رفیق این غم پنهان واین حس غریب
|